عبد الرزاق اللاهيجي

13

گوهر مراد ( فارسى )

واقعيات و دلايل درستى مذهب حقّه بازدارد و اين خود يك نوع خودباختگى است . ثالثا : درست است كه نوعا پادشاهان ، آدمهاى صالحى نبوده‌اند و اهداى كتاب به آنان و تمجيد از آنها كار درستى نيست امّا بايد به شرايط زمان و مكان نيز توجّه داشت ، چه بسا ممكن است همين كارى كه در عصر ما يك عمل ضدّ ارزشى است در آن عصرى كه شيعيان ، پس از قرنها دربدرى و قتل عام و محروميّت ، به حكومتى رسيده بودند كه مىتوانستند آزادانه به اشاعهء فرهنگ مذهبى تشيّع پرداخته و به آن عمل كنند و از گزند دشمنان در امان بمانند ، به عنوان ثانوى يك عمل شايسته و ارزشى بوده باشد و به همين جهت بوده كه مىبينيم : خواجه نصير ، وزير هلاكو ، و محقّق كركى قاضى القضاة و صدر العلماى شاه طهماسب و محمّد باقر مجلسى و شيخ بهائى ، شيخ الاسلام سلطان حسين و شاه عبّاس صفوى مىشوند . امام - رضوان اللّه عليه - در يكى از سخنرانيهايش كه به مناسبت شهادت حاج مصطفى خمينى - رحمة اللّه عليه - در مسجد شيخ انصارى در نجف اشرف در برابر طلّاب و روحانيون ايراد فرمودند ، در همين رابطه چنين مىفرمايد : « مىبينيم يك طائفه از علماء براى ترويج ديانت و ترويج تشيّع و ترويج مذهب حقّ ، متّصل شده‌اند به سلاطين و آنها را وادار به ترويج اسلام و مذهب تشيّع كرده‌اند ، اينها آخوندهاى دربارى نبوده‌اند ، اينها اغراض دينى داشتند . نبايد يك كسى تا به گوشش خورد كه مثلا مجلسى ، محقّق ثانى ، شيخ بهائى - رضوان اللّه عليهم - با اينها روابط داشتند و همراهيشان مىكردند ، خيال كنند كه اينها مانده بودند براى جاه و اينكه شاه به آنها عنايتى داشته باشد ، اين حرفها نبوده ، آنها گذشت كردند براى اينكه اين مذهب را به وسيلهء آنها در محيطى كه اجازه مىگرفتند تا شش ماه ديگر حضرت امير را سبّ كنند ، ترويج نمايند » « 1 » . على هذا به نظر مىرسد كه چاپ اصل كتاب ، از تلخيص و گزيده آن ، اولى ، باشد ، بخصوص كه اين كار ، خواننده را براى دريافت بيشتر مطالب تاريخى و شرايط حاكم بر زمان و مكان تدوين كتاب ، كمك خواهد نمود .

--> ( 1 ) كوثر ج 1 ص 303 ، ناشر : مؤسّسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى - رضوان اللّه عليه - .